![]() |
![]() |
|
| یادداشتهای روزانه یک مسافر |
|
زندگی امروز باعث شده که ما ها – منظورم آدم بزرگهاست – از خیلی جهات با دنیای واقعی درون و دنیای مجاز ولی جذاب بیرون تفاوت داشته باشیم . یه روز به این نتیجه می رسیم که اصلا ما کجا هستیم ؟ و چه می خواهیم ؟ درست مثل زمان کودکی دنبال یه راه چاره و یا کمک از طرف آدم بزرگها می مونیم و غافل از اینکه خودمون دیگه آدم بزرگ شدیم ! و باید گلیمون رو از آب بکشیم . پس شروع می کنیم به تلاش جهت پیدا کردن بهترین روش حل مساله . حالا اگر این کودکی که فقط قد کشیده و نا غافل قاطی آدم بزرگ ها شده ، برای پیدا کردن جواب هاش توی راه با گربه نره و روباه مکار مواجه بشه اونوقت چی به سرش میاد ؟ آخه تو دنیای امروز هم دیگه گربه نره و روباه مکار شکل هاشون عوض شده و دیگه با اون لباس های عجیب و غریب و زبون چرب و نرم سر راهش قرار نمیگیرن. شاید در قالب یه لبخند و یا یک عشق با ما آشنا بشوند و بقیه ماجرا . حالا این کودکی که بزرگ شده و فرصتی برای فکر کردن به اینکه آیا اصلا دلش می خواد بزرگ بشه یا اینکه هنوز دوست داره تاب بازی کنده و از شوق باریدن برف و تعطیلی روز بعد مدرسه شب تا صبح یواشکی از پنجره بیرون رو نگاه کنه و نقشه برای درست کردن آدم برفی بکشه . آیا خواست خودش بوده که بزرگ بشه و مسئولیت تمام مسایل و مشکلاتش رو به دوش بکشه ؟ ولی یه روز مثل فیلم های فانتزی بیدار شدیم و دیدیم که وای ! چقدر بزرگیم و حالا شدیم مثل مامان و بابا باید بریم سر کار ، باید ازدواج کنیم ، باید بچه دار بشیم و خلاصه همه کار هایی که یه روز آدم بزرگ ها انجام میدادند رو خودمون انجام بدیم . اونقدر سرگرم بودیم که یادمون رفت تجهیزات کودکی مون رو با بزرگی مون منطبق کنیم . من اسم این انطباق رو میگذارم تربیت . یا در مقیاس بزرگتر فرهنگ بزرگسالی . خیلی از ما آدم بزرگ ها دارای قوانین شخصی خودمون هستیم ولی اینکه کدام شون درست است و کدام شون نادرست رو کی تشخیص میده ؟ هر چه تربیت فرد اصیل تر باشه درصد اشتباهش هم کمتره - البته این خطا هیچ وقت به صفر نمی رسه – برای بهتر بودن و بهتر شدن تلاشی مداوم و پایدار نیاز است . اینها رو بعنوان تاریخچه گفتم تا این نکته ها رو بگم : اگه یه روز یه نفر ازت انتقاد کرد بدون که اون فرد منظورش فقط اون مورد خاص بوده نه کل شخصیت و هویت فردی تو . پس انتقاد پذیر باش و در موردش فکر کن. اگه یه روز یه نفر بهت گفت دوستت داره بدون که اون لحظه با بیشترین احساسش دوستت داشته و این جمله هیچ تضمینی نیست که تا آخر دنیا هم همون حس رو داشته باشه . اگه یه روزی دلت گرفت و تنهایی دریک غروب پاییزی اشک به چشمت آورد بدون که در همون لحظه کسان دیگری هم هستند که حسی مشابه تو دارند ولی بخاطر غرور بزرگی پنهانش می کنند . اگه یه روز حس کردی که رو قله ها هستی و بهترین تصمیم ها رو گرفتی و بهترین ها انتخاب کردی به خودت یاد آوری کن که در دنیای آدم بزرگ ها هیچ چیز پایدار نیست و ممکنه که یه روزی از دستش بدی و با این طرز فکر اگه از دستش بدی زیاد بی تابی نمی کنی . اگه یه روز با خودت خلوت کردی و مرور اشتباهاتت از دست خودت عصبانی شدی ، یادت باشه که در دنیای آدم بزرگ ها هر کسی خودش به تنهایی مسئول اشتباهش هست و به جای اینکه دیگران رو سرزنش کنی به خودت فکر کن و سعی کن که در آینده با درس گرفتن از اشتباهات گذشته بهتر از قبل باشی. اگه یه روز با یه نفر قهر کردی و تو دلت کینه اش رو نگه داشتی بدون که داری روح کودکی ات رو می کشی و اونوقت میشی یه آدم بزرگ بدون گذشته ! اگه یه روز دلت خواست از ته دل قهقه بزنی و از شادی پابکوبی ولی جلوی خودت رو گرفتی بدون که دیگه راستی راستی بزرگ شدی و باید مواظب اون کودک کوچولو ساده و بی آلایش باشی. اگه یه روز احساس ات رو با کسی قسمت کردی و اون از تو نپذیرفت بدون که اشکال از هیچ کدومتون نیست و فقط دلیلش اینه که هم بازی ها خوبی برای هم نبودین ، به همین سادگی . گاهی وقتها خودت رو ببر پارک و بی بهونه بالا پایین بپر ، توپ بازی کن ، هیچ اتفاقی رو اونقدر جدی نگیر که به روحت آسیب بزنه . اگه بخواهی زندگی رو مثل یه بازی نگاه کنی ، یه بازی که مثل دوران کودکی برد و باخت مهم نبود فقط دوستی های بین مون مهم بود روز های قشنگ تری رو تجربه می کنی . اگه بخواهی برای دوست داشتن از دلت استفاده کنی نه از عقلت عمق این احساس رو بیشتر درک می کنی . یه ذره فکر کن ! یادته وقتی بچه بودیم فقط به هم دیگه کمک می کردیم چون فکر می کردیم که باید کمک کنیم حالا چی شده که بی تفاوت از کنار یه ماشین خراب که کنار اتوبان ایستاده می گذریم ؟ چی شده که اگه همکارمون یه سوالی از مون بپرسه . به جای یکبار ، دوبار اون سوال رو بپرسه با اخم جوابش رو میدیم ؟ واقعا به این موضوع فکر کن که ما آدم ها از وقتی بزرگ شدیم چقدر عوض شدیم اصلا شبیه خودمون نیستیم باشد که دست در دست همدیگر جهانی بهتر برای زندگی داشته باشیم و این حالت تنها زمانی میسر است که تک تک ما برای این هدف بزرگ تغییر هر چند کوچک رو آغاز کنیم . اگه تو هم دلت می خواد دنیامون مثل روز های خوب کودکی شیرین بشه از خودت شروع کن .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 11:0 قبل از ظهر توسط مسافر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک نوشته های پیشین |
| درباره وبلاگ |
توی این وب لاگ شما با خاطرات و نوشته های مسافری آشنا می شوید که توی این مسیر پر فراز و نشیب راهی به نام زندگی داره میره جلو و برای زندگی دنبال دغدغه های بزرگ نیست و از کوچکترین ها برای بهتر شدن استفاده می کنه .. امیدوارم که خواندن مطالب این وب لاگ براتون جذاب باشه
|
| آرشیو موضوعی |
|
عمومی |
|
|
خبرنامه همسفران |
|
|
| ||